معانی کلمه : کج پلاس
لغت نامه دهخدا
کج پلاس. [ ک َ پ َ ] ( ص مرکب ) بدمعامله و مفسد. ( آنندراج ). کج باز. ( ناظم الاطباء ) :
با همه کج پلاس با ما هم.هرگز گلیم بخت مرادر محیط دهر
از آب برنیاورد این چرخ کج پلاس.
با همه کج پلاس با ما هم.هرگز گلیم بخت مرادر محیط دهر
از آب برنیاورد این چرخ کج پلاس.
فرهنگ معین
( ~. پَ ) (ص مر. ) بدمعامله ، مفسد.
