معانی کلمه : کج بیل
لغت نامه دهخدا
کج بیل. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند. ( فرهنگ فارسی معین ). بیل که قسمت دسته آن منحنی باشد.
فرهنگ عمید
بیل سر کج برای کندن چاه یا هموار کردن زمین.
فرهنگ معین
(کَ ) (اِمر. ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود بر آورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند .
