معانی کلمه : کتی
لغت نامه دهخدا
کتی . [ ک َ ] (اِ) پاره ٔ آهن که زیر ناودان نهند تا آب ریزد. (یادداشت مؤلف ).
کتی . [ ] (هندی ، اِ) کته . اسم هندی کلب است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به کته شود.
فرهنگ فارسی
پاره آهن که زیر ناودان نهند تا آب ریزد
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱کدام سوی ۲تپه ۳پیشانی
۱تپه –بلندی ۲بالای سر ۳گیسو
۱نام مرتعی درلفور واقع در شهرستان سوادکوه ۲گوشت آب پزی که ...
/keti/ تپه –بلندی - بالای سر ۳گیسو & کدام سوی - تپه ۳پیشانی & نام مرتعی درلفور واقع در شهرستان سوادکوه - گوشت آب پزی که سرد شده باشد
