معانی کلمه : کته
لغت نامه دهخدا
کته . [ ] (هندی ، اِ) کتی . اسم هندی کلب است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به کتی شود.
کتة. [ ک َت ْ ت َ ] (ع اِ) سبزه ٔ زمین از تره و جز آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
برنج پختۀ بی روغن که آب آن را با آبکش نگرفته باشند، دم پخت، دم پختک.
فرهنگ معین
(کَ تِ ) (اِ. ) ۱ - دمپخت ، برنج دمی . ۲ - صندوقخانه ، پستو.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برنج پخته بی روغن، دمپخت، دمپختک
( اسم ) صندوقخانه پستو .
دهی است از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز
( اسم ) صندوقخانه پستو .
دهی است از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز
دانشنامه عمومی
خاندان بزرگ
(بخش خفر، جهرم، استان فارس) کُت یا کُته، ریشه، بنیان و خانه.
گویش مازنی
پلوی دم پختک
۱خالص ۲به هم پیوسته
توله – توله ی سگ و گربه و برخی حیوانات
/kete/ توله – توله ی سگ و گربه و برخی حیوانات & خالص - به هم پیوسته & پلوی دم پختک
واژه نامه بختیاریکا
( کُتَه * ) سرفه
