Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کترم کردن

تلفظ بین المللی : /kˈatram kˈardan/ تلفظ :‌ [k'atRam k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کتره کردن
  • کتم کردن
  • کرم کردن
  • کترم
  • کُتُّرُم
  • کُتُّرُم آویدن
  • ام الکرم
  • رماد حطب الکرم
  • سابق کرم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کترم کردن. [ ک ُ ت ُ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بند کردن. ساکن کردن. در جایی وادار به ماندن کردن. ( لغات عامیانه جمال زاده ) : به هر زبانی بود این بچه را سه روز در منزل خودمان کترم کردیم. ( لغات عامیانه جمال زاده ). ای خدا خراب کند این بندرعباس را که منو ششماه روزگار کترمم کرد. ( صادق چوبک ، از لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

بند کردن ساکن کردن

کلمات مرتبط

  • کتره کردن
  • کتم کردن
  • کرم کردن
  • کترم
  • کُتُّرُم
  • کُتُّرُم آویدن
  • ام الکرم
  • رماد حطب الکرم
  • سابق کرم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات