کتال. [ ک َ ] ( ع اِ ) گوشت. || نفس. || حاجت که روا کنی آن را. || مؤونت. || هر چه که اصلاح آن کرده باشنداز طعام و لباس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بدی زیست و تنگی آن. ( منتهی الارب ). سوء عیش. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) درشتی اندام. ( منتهی الارب ). درشتی جسم. رجل ذوکتال و ذوکَتَل ؛غلظ الجسم. || قوه. || گرانی. ثقل : القی علی کتاله ؛ ای ثقله. ( از اقرب الموارد )....
فرهنگ فارسی
گوشت نفس
دانشنامه عمومی
کتال یک گروه عاملی یا مولکول است که دربرگیرندهٔ یک مولکول یا گروه کربندار است که از راه کربن با دو گروه آلکوکسی (-OR) پیوند دارد.کتال مانند استال است، و بیشتر واژهٔ استال به جای آن به کار می رود و فرق آن ها براساس روش فرآوری آن ها است. استال ها را از فرآورده های واکنش یک آلدهید با الکل افزون بر نیاز به دست آوردند ولی نام گتان از واکنش یک کتون با الکل افزون بر نیاز است. هر چند که این نام دیگر به کا...