Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کبیس

تلفظ بین المللی : /kˈabis/ تلفظ :‌ [k'abis]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سال کبیسه
  • کبیسه
  • احمد کبیسی
  • کبیسه سال
  • کبیسی
  • پنجه ٔ کبیسه
  • المت کبیسپایف
  • ثانیه کبیسه
  • کبیسا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کبیس. [ ک َ ]( ع ص ، اِ ) نوعی از خرما. || زیوری است میان تهی پر از بوی خوش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زیوری است میان کاواک پر از بوی خوش که بر گردن آویزند. ( ناظم الاطباء ). || عام کبیس ؛ سال کبیسه دار. ( ناظم الاطباء ). در حساب منجمان زیادتی باشد که در ماه شباط اعتبار کنند پس شباط به بیست و نه روز رسد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به کبیسه شود.

فرهنگ عمید

۱. نوعی خرما.
۲. نوعی زیور، زیوری مجوف که در آن مادۀ خوش بو پر کنند.

فرهنگ فارسی

نوعی از خرما

کلمات مرتبط

  • سال کبیسه
  • کبیسه
  • احمد کبیسی
  • کبیسه سال
  • کبیسی
  • پنجه ٔ کبیسه
  • المت کبیسپایف
  • ثانیه کبیسه
  • کبیسا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات