معانی کلمه : کایر
لغت نامه دهخدا
کایر. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سلوانا از شهرستان ارومیه ، دارای 120تن سکنه. آب آن از نهر جوجه کمر و چشمه و محصول عمده اش غله و توتون است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از بخش سلوانا شهرستان رضائیه
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کاگر قرضی کار در برابر کار و بدون دریافت مزدنوعی تعاون و ...
/kaayyer/ کاگر قرضی کار در برابر کار و بدون دریافت مزدنوعی تعاون و همکاری، در کشاورزی سنتی منطقه
فرهنگ اسم ها
اسم: کایر (پسر) (مازندرانی) (تلفظ: kayer) (فارسی: کایر) (انگلیسی: kayer)
معنی: همکاری و یاری
معنی: همکاری و یاری
