کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کاکیا
تلفظ بین المللی :
/kˈɑkiˈɑ/
تلفظ :
[k'Aki'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کاکیان
عزالدین محمد بن محمود کاکیانی خورانی املی
رخسارۀ کانیایی
رنگ دانۀ کانیایی
سنگ تک کانیایی
شیر کاکائو
فروپاشی کانیایی
کابیان
کاجیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاکیا. ( اِ ) تار عنکبوت. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ج 2 ورق 239 ). این کلمه «ابرکاکیا» ست شعوری نیز جای دیگربصورت ابرکاکیا آورده است. رجوع به ابرکاکیا شود.
فرهنگ فارسی
تار عنکبوت
کلمات مرتبط
کاکیان
عزالدین محمد بن محمود کاکیانی خورانی املی
رخسارۀ کانیایی
رنگ دانۀ کانیایی
سنگ تک کانیایی
شیر کاکائو
فروپاشی کانیایی
کابیان
کاجیان
نظرات