Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاکا

تلفظ بین المللی : /kˈɑkˈɑ/ تلفظ :‌ [k'Ak'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کاکا احمد سنبل
  • کاکا شرف
  • کاکا سیا
  • کاکا ابوالقصر بس
  • کاکا ابوالقصر بستی
  • کاکا اریزونا
  • کاکا زن برزنجیر
  • تی تی کاکا دریاچه
  • ریکاردو کاکا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کاکا. (اِخ ) از شعرای دوره ٔ صفویه است . (تاریخ ادبیات ادوارد براون ص 88).

کاکا. (اِ) میوه ٔ خشک . تنقلات . که بیشتر به اطفال دهند تا به مکتب شایق شود. (برهان ) (آنندراج ). قاقا. قاقالی لی : گر نخواهد بخواه زود دوال گوشهایش بگیر و سخت بمال .در کنارش نه آن زمان کاکاتا شود سرخ چهره اش چو لکا. سنائی .هله کاکای تست هین...

فرهنگ عمید

۱. [عامیانه] برادر، برادر بزرگ تر.
۲. [منسوخ] غلام.

فرهنگ معین

(اِ.) 1 - برادر بزرگتر. 2 - غلام .

(اِ.) 1 - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . 2 - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.

(اِ. ) ۱ - برادر بزرگتر. ۲ - غلام .
(اِ. ) ۱ - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.

فرهنگ فارسی

برادر، برادربزرگتربه معنی غلام نیزمیگویند
( اسم ) ۱ - مربی خانزاد گان لل. بزرگزاد گان اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد .
دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد

دانشنامه عمومی

عمو - برادر پدر

کاکا ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشدنسبت های خانوادگی که به زبان فارسی دریبرادر بزرگتر هر فرد یا عمو.کاکا، نام دیگر شیرینی خاکاره دبیج شیرینی سنتی استان گیلان است.کاکا (بازیکن فوتبال)، فوتبالیست برزیلی و سفیر افتخاری سازمان ملل متحد در امور انسان دوستانه.کاکا (بازیکن فوتبال زاده ۱۹۸۱)کاکا (بازیکن فوتبال، زاده ژانویه ۱۹۹۱)کاکا (بازیکن فوتبال، زاده می ۱۹۹۱)کاکاسیاه، عبار...

گویش مازنی

/kaa kaa/ سینه سرخ – نام پرنده ای است

گویش بختیاری

برادر بزرگتر، داداش، گاهى براى احترام به بزرگترهاى غیرخویشاوند نیز گویند.

مترادف و متضاد

خانه‌زاد، غلام

تنقلات، خشکبار

اتابیک، لله، مربی

اخوی، برادر، داداش

۱. اخوی، برادر، داداش
۲. تنقلات، خشکبار
۳. اتابیک، لله، مربی
۴. خانهزاد، غلام

negro (اسم)
سیاه پوست، زنگی، کاکا

واژه نامه بختیاریکا

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ؛ بابادی عالی انور؛ با فامیل رحیمی

کلمات مرتبط

  • کاکا احمد سنبل
  • کاکا شرف
  • کاکا سیا
  • کاکا ابوالقصر بس
  • کاکا ابوالقصر بستی
  • کاکا اریزونا
  • کاکا زن برزنجیر
  • تی تی کاکا دریاچه
  • ریکاردو کاکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات