معانی کلمه : کاکا
لغت نامه دهخدا
کاکا. (اِخ ) از شعرای دوره ٔ صفویه است . (تاریخ ادبیات ادوارد براون ص 88).
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه] برادر، برادر بزرگ تر.
۲. [منسوخ] غلام.
۲. [منسوخ] غلام.
فرهنگ معین
(اِ.) 1 - برادر بزرگتر. 2 - غلام .
(اِ.) 1 - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . 2 - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.
(اِ. ) ۱ - برادر بزرگتر. ۲ - غلام .
(اِ. ) ۱ - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.
(اِ. ) ۱ - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.
فرهنگ فارسی
برادر، برادربزرگتربه معنی غلام نیزمیگویند
( اسم ) ۱ - مربی خانزاد گان لل. بزرگزاد گان اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد .
دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد
( اسم ) ۱ - مربی خانزاد گان لل. بزرگزاد گان اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد .
دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد
دانشنامه عمومی
عمو - برادر پدر
گویش مازنی
/kaa kaa/ سینه سرخ – نام پرنده ای است
گویش بختیاری
برادر بزرگتر، داداش، گاهى براى احترام به بزرگترهاى غیرخویشاوند نیز گویند.
مترادف و متضاد
خانهزاد، غلام
تنقلات، خشکبار
اتابیک، لله، مربی
اخوی، برادر، داداش
۱. اخوی، برادر، داداش
۲. تنقلات، خشکبار
۳. اتابیک، لله، مربی
۴. خانهزاد، غلام
negro (اسم)
سیاه پوست، زنگی، کاکا
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ؛ بابادی عالی انور؛ با فامیل رحیمی
