Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاویدن

تلفظ بین المللی : /kˈɑvidˌan/ تلفظ :‌ [k'Avid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • با پوزه کاویدن
  • با پوزه کاویدن یا بو کردن
  • در کاویدن
  • کاویدنی
  • شد کاریدنی
  • کاریدن
  • کالیدنیای جدید
  • کاهیدن
  • کاویان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کاویدن. [ دَ ] ( مص ) ( از: کاو + یدن پسوند مصدری ). ( از حاشیه برهان چ معین ). جستجو کردن. ( برهان ).کابیدن. کافتن. ( حاشیه برهان چ معین ) : بکاوید کالاش را سربسرکه داند که چه یافت زر و گهر.عنصری.اماحقیقت روح گویی چه چیز است و صفت خاص وی چیست ؟ شریعت رخصت نداده است از وی کاویدن. ( کیمیای سعادت ). || پیله کردن. سربسر گذاشتن. منازعه. ستیزه کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ). کسی را بدست و زبان آزار دادن...

فرهنگ عمید

۱. جستجو کردن، تفحص کردن: بکاوید کالاش را سربه سر / که داند که چه یافت زرّ و گهر (عنصری: ۳۵۵ ).
۲. کندن، حفر کردن.
۳. (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] بحث و ستیزه کردن، بگومگو کردن.
۴. [قدیمی، مجاز] وررفتن، دست زدن.

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م . ) ۱ - جستجو کردن ، کندن . ۲ - بحث کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( کاوید کاود خواهد کاوید بکاو کاونده کاوان کاویده کاوش ) . ۱ - جستجو کردن تفحص کردن : [ بکاوید کاش را سر بسر که داند که چه بافت زر و گهر ] . ( عنصری ) ۲ - کندن حفر کردن حفاری کردن . ۳ - بحث کردن مناظره کردن . ۴ - ستیزه کردن نزاع کردن : [ ایشان خود از ما بهراسند و با ما نکاوند ] . ( کشف اسرار ) یا کاویدن با کسی . او را بقول و عمل آزار رسانیدن : [ گفت : با کسی مکاوید و بر کسی بهانه و زحمت م...

دانشنامه عمومی

این واژ در گویش عامیانۀ مردم تا جکستان به معنی انجام دادن عمل جنسی نیز به کار می رود

گویش اصفهانی

تکیه ای: beǰüyi
طاری: kâvây(mun)
طامه ای: ǰovâɂan
طرقی: kâvâymun
کشه ای: gerdâymun
نطنزی: ǰuvâɂan

مترادف و متضاد

کندوکاو کردن

کندن، حفر کردن

تفحص کردن، جستجو کردن، کاوش کردن

۱. تفحص کردن، جستجو کردن، کاوش کردن
۲. کندن، حفر کردن،
۳. کندوکاو کردن

analyze (فعل)تحلیل کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، کاویدن، جزئیات را مطالعه کردن، تشریح کردن، با تجزیه ازمایش کردن، فرگشایی کردنexcavate (فعل)کاویدن، حفر کردن، از خاک در اوردن، حفاری کردنdrag (فعل)کاویدن، کشیدن، کشاندن، بزور کشیدن، سخت ...

واژه نامه بختیاریکا

پِتِنیدِن

کلمات مرتبط

  • با پوزه کاویدن
  • با پوزه کاویدن یا بو کردن
  • در کاویدن
  • کاویدنی
  • شد کاریدنی
  • کاریدن
  • کالیدنیای جدید
  • کاهیدن
  • کاویان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات