معانی کلمه : کاوگان
لغت نامه دهخدا
کاوگان. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به خاندان کاوه. ( لغات شاهنامه ).
- قارن کاوگان ؛ قارن پسر کاوه :
سپهدار چون قارن کاوگان
بپیش سپاه اندرون آوکان.
- قارن کاوگان ؛ قارن پسر کاوه :
سپهدار چون قارن کاوگان
بپیش سپاه اندرون آوکان.
فرهنگ فارسی
منسوب به خاندان کاوه
