Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاوک

تلفظ بین المللی : /kˈɑvek/ تلفظ :‌ [k'Avek]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هافرهنگستان زبان و ادب
  • کاوک آماس
  • کاوک بَرواره ای
  • کاوک سیاهرگی
  • کاوک مانند
  • کاوک اماس
  • کاوک برواره ای
  • کاوکاو
  • پیترو کاوکولی
  • قنات کاوکان باغ جیرفت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کاوک. [ وَ ] ( ص ) مخفف کاواک است که پوچ و میان خالی و بی مغز باشد. ( برهان ).

فرهنگ عمید

کاواک#NAME?

=کاواک

فرهنگ معین

(وَ ) (ص . ) پوچ ، میان خالی .

فرهنگ فارسی

حفرۀ هوایی داخل برخی از استخوان‌ها ازجمله استخوان صورت و جمجمه متـ . سینوس 2

( اسم ) آشیان. مرغ زنبیلی که کبوتر در آن تخم گذارد : [ چو کبتری تبتی خانه کرده هر کاوک چو مار سغدی ره یافته بهر کاواک ] . ( سوزنی )

فرهنگ اسم ها

اسم: کاوک (پسر) (فارسی) (تلفظ: kāvak) (فارسی: کاوک) (انگلیسی: kavak)
معنی: کاوه

فرهنگستان زبان و ادب

{sinus} [زیست شناسی] حفرۀ هوایی داخل برخی از استخوان ها ازجمله استخوان صورت و جمجمه متـ . سینوس 2

کلمات مرتبط

  • کاوک آماس
  • کاوک بَرواره ای
  • کاوک سیاهرگی
  • کاوک مانند
  • کاوک اماس
  • کاوک برواره ای
  • کاوکاو
  • پیترو کاوکولی
  • قنات کاوکان باغ جیرفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات