معانی کلمه : کاوه
لغت نامه دهخدا
کاوه . [ وَ / وِ ] (اِ) نافه ٔ مشک . (برهان ) (فهرست مخزن الادویه ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
ذرت
/kaave/ ذرت
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: kāve) گاودرفش [یعنی علم ورایت گاو] ؛ (در اعلام) نام شخصیتِ اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی که روزبانان ضحاک هفده پسر او را کشته و قصد داشتند آخرین فرزند او را نیز قربانی ماران دوش ضحاک سازند ، کاوه دادخواهان به مجلس ضحاک در آمد و خورشید و ... .
مترادف و متضاد
ذرت
