Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاوه

تلفظ بین المللی : /kˈɑveː/ تلفظ :‌ [k'Ave:]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • کاوه کالی
  • کاوه اهنگر
  • کاوه میرعباسی
  • کاوه گلستان
  • کاوه نون
  • کاوه رادیویی
  • کاوه روزنامه
  • کاوه شهر صنعتی
  • کاوه علی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کاوه . [ وَ / وِ ] (اِ) نافه ٔ مشک . (برهان ) (فهرست مخزن الادویه ).

کاوه . [ وِ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرهان شهرستان خرم آباد. دارای 180 تن سکنه . آب آن از چشمه ها و محصول عمده اش غله و لبنیات است . ساکنان از طایفه ٔ کوشکی و چادرنشین اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6)....

دانشنامه آزاد فارسی

بنابر شاهنامۀ فردوسی، آهنگری که پس از کشته شدن هفده پسرش برای تغذیۀ ماران ضَحّاک ، چون نوبت به آخرین پسر او رسید، بر ضحاک شورید و قیام مردمی را رهبری کرد. ضحاک پسر او را آزاد کرد و از موبدان خواست تا گواهی نامه (محضری) فراهم آورند که او شاهی مهربان است . کاوه این گواهی را درید و بر زمین ریخت و چرم پیش بند آهنگری خود بر سر نیزه کرد و آن را درفش نهضت خود قرار داد و مردم را به قیام خواند و از آنان خو...

فرهنگ فارسی

یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دوره اساطیری ایران . افراد این خانواده در شاهنامه عبارتند از : کاوه و دو پسرش قارن و قباد . داستان کاوه و علم او در شاهنامه چنین آمده : کاوه مردی آهنگر بود و پسری داشت که کارگزاران ضحاک ویرا بند کردند تا بکشند و مغز سر او بمارهای دوش ضحاک دهند . در این هنگام کاوه علیه بیدادگریهای ضحاک قیام کرد و چرمی را که بشیوه آهنگران هنگام کار بر پیش می بست بر سر نیزه کرد و خلایق ...

دانشنامه عمومی

کاوه یک نام پارسی پسرانه است. انواع استفاده از کلمه کاوه نیز در زیر آمده است:کاوه آهنگرکاوه گلستانکاوه عزیزپورکاوه مظفریکاوه مهرابیکاوه زاهدیکاوه یغماییwiki: فارسی در برلین چاپ می شد. مؤسس این مجله، حسن تقی زاده بود. این مجله از جمله مهم ترین منابع پیرامون باستان گرایی در ایران به شمار می آید.بیگدلو، رضا. باستان گرایی در تاریخ معاصر ایران. چاپ اول. تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰.تصویر صفحهٔ اول روزنامه، مر...

گویش مازنی

ذرت

/kaave/ ذرت

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: kāve) گاودرفش [یعنی علم ورایت گاو] ؛ (در اعلام) نام شخصیتِ اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی که روزبانان ضحاک هفده پسر او را کشته و قصد داشتند آخرین فرزند او را نیز قربانی ماران دوش ضحاک سازند ، کاوه دادخواهان به مجلس ضحاک در آمد و خورشید و ... .

اسم: کاوه (پسر) (فارسی، اوستایی، پهلوی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: kāve) (فارسی: کاوه) (انگلیسی: kave) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، ( = گاودرفش )، ع...

مترادف و متضاد

ذرت


کلمات مرتبط

  • کاوه کالی
  • کاوه اهنگر
  • کاوه میرعباسی
  • کاوه گلستان
  • کاوه نون
  • کاوه رادیویی
  • کاوه روزنامه
  • کاوه شهر صنعتی
  • کاوه علی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات