Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاولی ساز

تلفظ بین المللی : /kˈɑvelˌi sˈɑz/ تلفظ :‌ [k'Avel,i s'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کاولی
  • کاولی ایوون فی
  • کاولی وایومینگ
  • لرد کاولی
  • جایزه کاولی
  • سی سی جی اس لئونارد جی کاولی
  • شهرستان کاولی کانزاس
  • فرد کاولی
  • فرودگاه کاولی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کاولی ساز. [ وُ ] ( نف مرکب ) هرکه چیزهای زشت و ناهموار سازد. ( آنندراج ). مثل کولیها. || بر کسی که چشم را کج کند و بینی درهم کشد نیز اطلاق کنند. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(وُ ) (ص مر. ) = کاولی سازنده : ۱ - صنعتگری که اسباب و آلات زشت و ناهموار سازد. ۲ - کنایه از کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) صنعتگر ی که اسباب و آت زشت و نا هموار سازد . ۲ - کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد .

کلمات مرتبط

  • کاولی
  • کاولی ایوون فی
  • کاولی وایومینگ
  • لرد کاولی
  • جایزه کاولی
  • سی سی جی اس لئونارد جی کاولی
  • شهرستان کاولی کانزاس
  • فرد کاولی
  • فرودگاه کاولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات