معانی کلمه : کاورسه
لغت نامه دهخدا
کاورسه. [وَ س َ / س ِ ] ( اِ ) گاورسه. ( ناظم الاطباء ). هر چیز ریزه و باریک که در خردی مشابه گاورس باشد. ( غیاث ).
- کاورسه کاری ؛ ریزه کاری و خرده کاری. ( آنندراج ). دانه هایی هم چند گاورس در چیزی تعبیه کردن :
تاج گل را کز زرش کاورسه کاری کرده اند
شبنمش آویزه های در و گوهر کرده اند.
- کاورسه کاری ؛ ریزه کاری و خرده کاری. ( آنندراج ). دانه هایی هم چند گاورس در چیزی تعبیه کردن :
تاج گل را کز زرش کاورسه کاری کرده اند
شبنمش آویزه های در و گوهر کرده اند.
فرهنگ عمید
گاورسه#NAME?
=گاورسه
فرهنگ فارسی
گاورسه هرچیز ریزه و باریک که در خردی مشابه گاورس باشد
