معانی کلمه : کاو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مقدار پولی که هریک از بازیکنان در هر دور از قمار میگذارند.
۱. =کاویدن
۲. کاونده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کنجکاو، روانکاو.
۳. (صفت) (فیزیک) =مقعر
〈 کاوکاو: [قدیمی] کاوش؛ جستجو؛ تفحص؛ تجسس: ◻︎ تنگ شد عالم بر او از بهر گاو / شورشور اندر فکند و کاوکاو (رودکی: ۵۳۸).
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) (بازی پوکر ) مقدار معینی پول که در هر دورة بازی توسط بازیکنان اعلام می شود. در پوکر برد و باخت طرفین در حدود کاو است .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مقعر
wikijoo: کاو
فرهنگ فارسی
( اسم ) ( بازی پوکر ) مقدار معینی پول که در هر دور. بازی توسط بازیکنان اعم می شود . در پوکر برد و باخت طرفین در حدود کاو است .
گویش مازنی
گوسفند
مترادف و متضاد
مقعر ≠ محدب
cave (اسم)
سوراخ، غار، غول، مغاره، کاو، مجوف کردن
concave (اسم)
کار، کاو
