معانی کلمه : کاهش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کمی ، کم شدگی.
فرهنگ معین
(هِ ) (اِمص . ) کاستی ، نقصان ، کاستن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
واکنشی شیمیایی که در آن عنصری الکترون بگیرد و بهاینترتیب ظرفیت مثبت آن کاهش یابد
کمی، کم شدگی
( اسم ) کم شدگی . نقصان مقابل افزایش : [ ا تا گاه در کاهش بود گاهی در افزایش ذراع روز و شب همواره در تاریخ پیمایی ... ] . ( انوری )
( اسم ) کم شدگی . نقصان مقابل افزایش : [ ا تا گاه در کاهش بود گاهی در افزایش ذراع روز و شب همواره در تاریخ پیمایی ... ] . ( انوری )
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
افت، تخفیف، تفریق، تقلیل، کاست، کاستی، کسر، نقص، نقصان ≠ افزایش
فرهنگستان زبان و ادب
{reduction} [شیمی، مهندسی بسپار] واکنشی شیمیایی که در آن عنصری الکترون بگیرد و به این ترتیب ظرفیت مثبت آن کاهش یابد
