Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاهش

تلفظ بین المللی : /kˈɑheʃ/ تلفظ :‌ [k'AheS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • کاهش آلودگی
  • کاهش ارتفاع
  • کاهش اُزون
  • کاهش تقاضا
  • کاهش تورم
  • کاهش در مبدأ
  • کاهش سطحِ مقطع راداری
  • کاهش سَمَر
  • کاهش عرضه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کاهش. [ هَِ ] ( اِمص ) ( از: کاه ، ریشه کاهیدن = کاستن + ش اسم مصدر ). ( از حاشیه برهان چ معین ). کم شدن و نقصان پذیرفتن. ( برهان ). کمی. مقابل افزایش : چو افزون کنی کاهش افزون بودز سستی دل مرد پرخون بود.فردوسی.بدو گفت رستم کزین گفتگوی چه آید مگر کاهش آبروی.فردوسی.کوه اگر گوید من راه خلافش سپرم لرزش باد بدو درفتدو کاهش کاه.فرخی سیستانی.از کاهش و نیستی بیندیش امروز که هستی و فزایی.ناصرخسرو.هیچ افتد...

فرهنگ عمید

کمی ، کم شدگی.

فرهنگ معین

(هِ ) (اِمص . ) کاستی ، نقصان ، کاستن .

دانشنامه آزاد فارسی

کاهِش (reduction)(یا: احیا) در شیمی، فرآیند گرفتن الکترون ، حذف اکسیژن یا جذب هیدروژن در اتم، یون۱ یا مولکول۲ طی واکنش شیمیایی. کاهش ممکن است در نتیجۀ واکنش با ترکیب دیگری که هم زمان اکسید۳ می شود (عامل کاهنده۴) صورت گیرد یا به صورت الکتریکی در کاتد۵ سلول الکتریکی۶ (الکترود منفی۷) رخ دهد. برخی از فرآیند کاهش عبارت اند از کاهش اکسید آهن۸ (III) به آهن، با مونواکسید کربن۹:Fe۲O۳ + ۳Co→ ۲Fe + ۳CO۲ تبدی...

فرهنگ فارسی

واکنشی شیمیایی که در آن عنصری الکترون بگیرد و به‌این‌ترتیب ظرفیت مثبت آن کاهش یابد

کمی، کم شدگی
( اسم ) کم شدگی . نقصان مقابل افزایش : [ ا تا گاه در کاهش بود گاهی در افزایش ذراع روز و شب همواره در تاریخ پیمایی ... ] . ( انوری )

دانشنامه عمومی

کاهش، تقلیل یا فروکاهی می تواند به هر کدام از موارد زیر ارجاع داشته باشد:wiki: پلان و مقطع نیز می تواند وجود داشته باشد,در این مورد کل پلان یا مقطع می تواند به شکل تقلیل یافته در جای دیگر تکرار شود.مثلاً مقطع یک فضا یا اتاق می تواند شکل پلان کل ساختمان مطابقت داشته باشد.ازسوی دیگر در تقلیل بزرگ به کوچک،درک یک بخش تنها می تواند از یک بخش اطلاع دهد نه از کل ساختمان،بنابراین نوع صرفاً عینی باقی می ما...

مترادف و متضاد

افت، تخفیف، تفریق، تقلیل، کاست، کاستی، کسر، نقص، نقصان ≠ افزایش

decrease (اسم)کاهش، تنزیلabatement (اسم)کاهش، جلوگیری، تنزل، تخفیفreduction (اسم)کاهش، اختصار، تبدیل، تقلیل، تنزیل، احیا، ساده سازی، احالهdecline (اسم)کاهش، زوال، انحطاط، سقوط، فسادdecrement (اسم)کاهش، کهنگی، خمود، ضایعات، میزان کاهش، کاستن پلهایdiminution (اسم)کاهش، تحقیر، تقلیل، کسر، کمشدگیdisparagement (اسم)کاهش، توهین، بی اع...

فرهنگستان زبان و ادب

{reduction} [شیمی، مهندسی بسپار] واکنشی شیمیایی که در آن عنصری الکترون بگیرد و به این ترتیب ظرفیت مثبت آن کاهش یابد

کلمات مرتبط

  • کاهش آلودگی
  • کاهش ارتفاع
  • کاهش اُزون
  • کاهش تقاضا
  • کاهش تورم
  • کاهش در مبدأ
  • کاهش سطحِ مقطع راداری
  • کاهش سَمَر
  • کاهش عرضه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات