Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کاه کهنه بباد

تلفظ بین المللی : /kˈɑh kˈohneː bebˈɑd/ تلفظ :‌ [k'Ah k'ohne: beb'Ad]
لغت نامه دهخدا
  • کاه کهنه بباد دادن
  • کهنه کار
  • کهنه کار بودن
  • ادم کهنه کار
  • سرباز کهنه کار
  • ملوان کهنه کار
  • اندیس انومالی الکه کهنه
  • تل قلعه کهنه کلاه سیاه
  • تپه قلعه کهنه کره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کاه کهنه بباد دادن. [ هَِ ک ُ ن َ / ن ِ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) لاف زدن. ( غیاث از بهارعجم و رشیدی ). لاف زدن و فخر کردن. ( برهان ). حکایات سخنان زمانه گذشته بجهت عظم شأن خود گفتن. ( غیاث نقل از سراج ). رجوع به «کاه پارینه بباد دادن » شود.

کلمات مرتبط

  • کاه کهنه بباد دادن
  • کهنه کار
  • کهنه کار بودن
  • ادم کهنه کار
  • سرباز کهنه کار
  • ملوان کهنه کار
  • اندیس انومالی الکه کهنه
  • تل قلعه کهنه کلاه سیاه
  • تپه قلعه کهنه کره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات