معانی کلمه : کاندیدا
فرهنگ عمید
داوطلب برای انجام کاری، نامزد.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) نامزد، داوطلب برای نمایندگی مردم .
فرهنگ فارسی
نامزد، داوطلب، کسی که برای نمایندگی مردم درپارلمان یاشغل ومقام دیگرداوطلب یانامزدشده
( اسم ) داو طلب مقامی و شغلی نامزد : [ ... کاندیدا ی نمایندگی مجلس شورای ملی است ] .
( اسم ) داو طلب مقامی و شغلی نامزد : [ ... کاندیدا ی نمایندگی مجلس شورای ملی است ] .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
داوطلب، کاندید، نامزد
واژه نامه بختیاریکا
اسم زیده
