معانی کلمه : کاناپه
لغت نامه دهخدا
کاناپه. [ پ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) تختخواب مجهز به پرده برای جلوگیری از پشه. || جای وسیع برای نشستن چند تن. نیمکت مبلی.
فرهنگ عمید
نوعی مبل دراز به شکل نیمکت که چند نفر می توانند روی آن بنشینند.
فرهنگ معین
(پِ ) [ فر. ] (اِ. ) نیمکت بزرگ پشت دار. ، ~ ی تختخواب شو نوعی کاناپه که باز می شود و به صورت تختخواب درمی آید.
فرهنگ فارسی
نیمکت مبلی، نوعی نیمکت که در آن فنریاپوشال بارویه مخمل بکاربرده باشند
( اسم ) قسمی نیمکت دارای فنر یا پوشال که معمو روی آنرا با مخمل و پارچه های گرانبها پوشند .
( اسم ) قسمی نیمکت دارای فنر یا پوشال که معمو روی آنرا با مخمل و پارچه های گرانبها پوشند .
