کامکار. (اِ) قسمی از گل سرخ که بشدت سرخی دارد. (ناظم الاطباء). و رجوع به کامگار شود.
کامکار. ( اِ ) قسمی از گل سرخ که بشدت سرخی دارد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کامگار شود. کامکار. ( ص مرکب ) کامگار. رجوع به کامگار شود.
فرهنگ عمید
کامروا، کامران، موفق، خوشبخت.
فرهنگ معین
[ په . ] (ص فا. ) کامروا، کامران .
فرهنگ فارسی
کامگار:کامروا، کامران، خوشبخت، کسی که کارش کامرانی است۱ - ( صفت ) کامروا کامران . ۲ - سعید سعادتمند خوشبخت : [ در چرند اب تبریز بشرف سجد. شهریار کامکار کامیاب مشرف شدند ] . ۳ - موفق . ۴ - عشرت طلب عیاش . ۵ - ( اسم ) جانور شکاری ( سباع و طیور ) . ۶ - ( صفت ) مطبوع ذایقه : [ شیرینیها ی گوناگون و شیراز های نظیف و ریچار های لطیف و کامه ای کامکار ... ] . ( ترجم. محاسن اصفهان )قسمی از گل سرخ...
دانشنامه عمومی
کامکار می تواند به موارد زیر اشاره کند:محله ای قدیمی در شهر قم _ایرانهوشنگ کامکار (سرپرست گروه و آهنگ ساز و تنظیم کننده)بیژن کامکار (خواننده اصلی و نوازنده دف، رباب، تار، تمبک و دهل)پشنگ کامکار (سنتور)قشنگ کامکار (سه تار)ارژنگ کامکار (تمبک)ارسلان کامکار (بربط و ویولن)اردشیر کامکار (کمانچه و قیچک)اردوان کامکار (سنتور)هانا کامکار (دف)صبا کامکار (خواننده)نیریز کامکار (تار)سیاوش کامکار (سنتور)امید لطف...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: kāmkār) (در قدیم) (به مجاز) کامروا ، موفق ، کامگار .