معانی کلمه : کامور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کامیاب.
فرهنگ فارسی
کامیاب
( صفت ) ۱ - کامیاب کامران . ۲ - موفق فیروزمند .
( صفت ) ۱ - کامیاب کامران . ۲ - موفق فیروزمند .
گویش مازنی
/kaam var/ کدام ور کدام سو
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: kāmvar) کامیاب و پیروزمند ، بهرهمند و بختیار ، کامیاب و کامروا .
اسم: کامور (پسر) (فارسی) (تلفظ: kāmvar) (فارسی: کامور) (انگلیسی: kamvar)
معنی: کامیاب و کامروا، کامیاب و پیروزمند، بهره مند و بختیار
معنی: کامیاب و کامروا، کامیاب و پیروزمند، بهره مند و بختیار
