معانی کلمه : کامن
لغت نامه دهخدا
کامن. [ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از کمون بمعنی پوشیده شدن.پنهان. پوشیده شونده. ( از فرهنگ نظام ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : شکر و شکایت و توقع والتماس که از جانبین در ضمایر و سرائر کامن است بمشافهه بمسامع یکدیگر رسانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فایده هر ظاهری خود باطن است
همچو نفع اندر دواها کامن است.
فایده هر ظاهری خود باطن است
همچو نفع اندر دواها کامن است.
فرهنگ عمید
نهفته، پنهان.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) پنهان شونده ، پوشیده شونده .
فرهنگ فارسی
نهفته، پنهان
( اسم ) پنهان شونده پوشیده شونده .
( اسم ) پنهان شونده پوشیده شونده .
