معانی کلمه : کالیستو
لغت نامه دهخدا
کالیستو. [ کال لی ت ُ ] ( اِخ ) در اساطیر غرب دختر لیکااون پادشاه ارکادی محبوب ژوپیتر است. وی بوسیله ژونن ( زوجه ژوپیتر ) تبدیل به خرس شد و بوسیله ارتمی در شکارگاه بقتل رسید ولی ژوپیتر او را به آسمان برد و دب اکبر همان کالیستو است.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یکی از چهار قمر گالیلهای و بزرگ مشتری که کمنورترین آنهاست
در اساطیر یونان دختر لیکااون پادشاه ارکادی محبوب ژوپیتر است . وی بوسیله ژونن ( زوجه ژوپیتر ) تبدیل بخرس شد و بوسیله ارتمس در شکرگاه بقتل رسید ولی ژوپیتر او را به آسمان برد و دب اکبر همان کالیستو است .
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{Calisto} [نجوم] یکی از چهار قمر گالیله ای و بزرگ مشتری که کم نورترین آنهاست
