Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کالی

تلفظ بین المللی : /kˈɑli/ تلفظ :‌ [k'Ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم ها
  • کالی الو
  • کالی بان
  • کالی بکالی
  • کالی تیسی
  • کالی جیری
  • کالی خشخش
  • کالی عواکه
  • کالی مرچ
  • کالی نیک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

کالی . (اِخ ) زوجه ٔ سیوا الهه ٔ نیروی مادینه در اساطیر هند.

کالی . (ص )به لغت هندی بمعنی سیاه است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

کالی . [ ] (ص نسبی ) منسوب است به کال . رجوع به کال و انساب سمعانی ورق 472 ب شود.

کالی .[ ] (اِخ ) محمدبن احم...

فرهنگ عمید

نگهبان، محافظت کننده.

فرهنگ معین

[ ع . کالی ء ] ۱ - (اِفا. ) محافظت کننده ، نگاهبان . ۲ - متأخر. ۳ - (اِ. ) بیعانه . ۴ - وامی که به تأخیر افتد و در پرداخت آن درنگ شود.

دانشنامه آزاد فارسی

کالی (Cali)شهری صنعتی و مرکز ولایت واله دل کائوکا، در غرب کلمبیا، به فاصلۀ ۳۰۰کیلومتری جنوب غربی بوگوتا. جمعیت آن ۲,۲۸۳,۲۰۰ نفر است (۲۰۰۳). در درۀ حاصل خیز رود کائوکا و در ارتفاع ۹۷۵متری از سطح دریا واقع شده است. رود کالی، ریزابۀ رود کائوکا، در این شهر جاری است. کالی بزرگ ترین مرکز شهری غرب کلمبیا، سومین شهر بزرگ کشور، و مرکز بازرگانی ناحیۀ غنی کشاورزی است. کشورگشایان اسپانیایی در ۱۵۳۶ شهر استعمار...

فرهنگ فارسی

یا [ دروگا ] زن شیوا الهه نیروی مادینه ( اساطیر هندی ) .۱ - ( اسم ) محافظت کننده نگاهبان : [ زندگانی خواجه عالی باد ایزد ش پاسبان و کالی باد ] . ۲ - متاخر . ۳ - ( اسم ) بیعانه . ۴ - وامی که بتاخیر افتد و در پرداخت آن درنگ شود . یا کالی به کالی . بیعی است که شرط مدت برای هر یک از عوضین در آن کرده باشد بیعی که ثمن و مثمن هر دو نسیه باشد و این را بیع باطل داننددهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرست...

دانشنامه عمومی

کالی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کالی (ایزدبانو) یا کالیکا ایزدبانوی مرگ و ویرانی در آئین هندوwiki: نقاش اهل لهستان و ایالات متحده آمریکا بود.شهرت وی بخاطر سبک مخصوصش در نقاشی بود و او را یکی از مهمترین نقاشان کشور لهستان می دانند.wiki: کالی (نقاش)...

گویش مازنی

۱زمین بایر و نکاشته ۲لانه – لانه ی پرنده

/kaali/ زمین بایر و نکاشته - لانه – لانه ی پرنده

فرهنگ اسم ها

اسم: کالی (پسر) (هندی) (تلفظ: kali) (فارسی: کالی) (انگلیسی: kali)
معنی: نگهبان، محافظت کننده

کلمات مرتبط

  • کالی الو
  • کالی بان
  • کالی بکالی
  • کالی تیسی
  • کالی جیری
  • کالی خشخش
  • کالی عواکه
  • کالی مرچ
  • کالی نیک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات