معانی کلمه : کافر فرنگ
لغت نامه دهخدا
کافر فرنگ. [ ف ِ / ف َ رِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مردم فرنگ که بدین اسلام نگرویده اند :
بر نیکبخت سرخ چنانی بدین سبب
هستی تو کینه دارتر از کافر فرنگ.بیت المقدس است دل تو به نور دین
وه تا نه خوک خانه کند کافر فرنگ.رجوع به کافر شود.
بر نیکبخت سرخ چنانی بدین سبب
هستی تو کینه دارتر از کافر فرنگ.بیت المقدس است دل تو به نور دین
وه تا نه خوک خانه کند کافر فرنگ.رجوع به کافر شود.
فرهنگ فارسی
مردم فرنگ که بدین اسلام نگرویدند
