معانی کلمه : کاغذین جامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جامۀ کاغذی، جامه ای بوده از کاغذ که شخص دادخواه بر تن می کرده و نزد حاکم می رفته تا به شکایت او رسیدگی کند، کاغذین پیرهن: کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک / رهنمونیم به پای علم داد نکرد (حافظ: ۲۹۲ ).
فرهنگ معین
( ~ . مِ ) نک جامة کاغذین .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - جامهای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میرفت و او در مییافت که وی داد خواه است و بدادش میرسید : [ کاغذین جامه بخوناب بشویم که فلک رهنمونیم بپای علم داد نکرد ] . ( حافظ )
