معانی کلمه : کاشی
لغت نامه دهخدا
کاشی . (ص نسبی ) منسوب به کاشان که شهری است درایران . (غیاث ). منسوب به شهر کاشان را کاشی گویند وکاشانی صحیح است . قاسانی معرب آن است . (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. تهیهشده در کاشان.
۲. مربوط به کاشان.
۳. از مردم کاشان.
۴. ویژگی هرنوع ظرف پختهشده و لعابدار.
۵. (اسم) آجر یا خشت لعابدار و پختهشده.
۶. (اسم) [مجاز] پلاک؛ شماره.
〈 کاشی معرق: نوعی کاشی که از تکههای ریزریز به اشکال گوناگون و نقشهای مختلف میسازند و در کنار هم قرار میدهند؛ کاشی موزاییک.
فرهنگ معین
۱ - (اِ. ) کاچی ، آجر لعاب دار ساده یا نقاشی شده . ۲ - (ص نسب . ) اهل شهر کاشان .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:کاشغر
wikijoo: کاشی
