معانی کلمه : کاشم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیاهی کوهی شبیه انجدان، با برگ های بریده و گل های زرد که تخم و ریشۀ آن مصرف دارویی دارد، زیرۀ کوهی.
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
کپک روی نان
خزه ای که روی درخت می روید
/kaashem/ کپک روی نان & خزه ای که روی درخت می روید
