معانی کلمه : کاسجوک
لغت نامه دهخدا
کاسجوک. ( اِ ) کاسج است که خارپشت کلان تیرانداز باشد. ( برهان ). معنی لغوی این لغت یعنی چوک او که زنخ باشد باریک و درازاست چون کاس که خوک باشد. ( انجمن آرا ) :
از آن پیچد دل من همچو ماری
که هجرانش بر او چون کاسجوک است.و رجوع به کاسج شود.
از آن پیچد دل من همچو ماری
که هجرانش بر او چون کاسجوک است.و رجوع به کاسج شود.
فرهنگ عمید
سیخول.
