Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاسجوک

تلفظ بین المللی : /kˈɑsdʒuːk/ تلفظ :‌ [k'AsdZu:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • رود کاسکوکویم
  • کاسوکابه سایتاما
  • کاسوکه کیمورا
  • کابوک
  • کاجو
  • کاجول
  • کارجوی
  • کارلوکس
  • کاجکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کاسجوک. ( اِ ) کاسج است که خارپشت کلان تیرانداز باشد. ( برهان ). معنی لغوی این لغت یعنی چوک او که زنخ باشد باریک و درازاست چون کاس که خوک باشد. ( انجمن آرا ) :
از آن پیچد دل من همچو ماری
که هجرانش بر او چون کاسجوک است.
مولوی ( از جهانگیری ).
و رجوع به کاسج شود.

فرهنگ عمید

سیخول.

کلمات مرتبط

  • رود کاسکوکویم
  • کاسوکابه سایتاما
  • کاسوکه کیمورا
  • کابوک
  • کاجو
  • کاجول
  • کارجوی
  • کارلوکس
  • کاجکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات