کاستن. [ ت َ ] ( مص ) کاهیده شدن. ( انجمن آرا ). اکراء. ( تاج المصادر بیهقی ).خسر. ( تاج المصادر بیهقی ). خساره. خسران. ( دهار ). نقصان یافتن. کم شدن. تقلیل. مقابل فزودن و افزودن. کاهیدن. کاهانیدن. کاهش ، لازم و متعدی آید : کنون خوان و می باید آراستن بباید به می غم ز دل کاستن.فردوسی.کی عیب سرزلف بت از کاستن است چه جای به غم نشستن و خاستن است.عنصری.گرچه اندوه تو و بیم تو از کاستن است ای فزوده ز چرا...
فرهنگ عمید
١. کم کردن: هرچه از دونان به منّت خواستی / در تن افزودیّ و از جان کاستی (سعدی: ۱۱۲ ). ٢. (مصدر متعدی ) کم شدن.
فرهنگ معین
(سْ تَ ) (مص ل . ) کم کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
کاسْتَن (diminution) در موسیقی ، کم کردن اندازۀ فاصله ، آکورد، بلندی صدا، یا مقدار کشش نت های یک تِم (کهانش ).
کاهیدن، کاهیده شدن، کم شدن، کم کردن(لازم ومتعدی هردو )کاهش:کمی کم شدگیکاسته:کاهیده، کم شده( کاست کاهد خواهد کاست بکاه کاهنده کاسته کاهش ) ۱ - ( مصدر ) نقصان یافتن کم شدن کاهیدن مقابل افزودن زیاد شدن : [ الهی . از آن تو میفزود و از آن رهی میکاست تا آخر همان ماند که اول بود راست ] . ( کشف الاسرار ) یا کاستن ماه . تغییر ماه از حالت بدر به هلال محق [ گر شمع تویی مرا چرا باید سوخت ? ور ماه تویی مرا چرا...
دانشنامه عمومی
کاستن (موسیقی). کاستن (انگلیسی: Diminution) در موسیقی فرهنگ غربی و تئوری موسیقی (برگرفته از لغت لاتین قرون وسطایی diminutio که تغییرشکل یافته deminutio به معنای کاهش است)، چهار معنای متمایز دارد؛ کاستن می تواند شکلی از آرایه باشد که طی آن، نتی طولانی به مجموعه ای از نت های کوتاه تر (با همان ارزش موسیقایی سابق)، که عمدتاً ملودیک هستند، تبدیل می شود که رنگ آمیزی خوانده می شود. کاستن همین طور می تو...