معانی کلمه : کازه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
١. آغل گوسفند، مغاره.
٢. کلبۀ صحرایی.
٣. سایه بانی که با شاخه های درخت و علف در بیابان یا در میان کشتزار درست کنند، آلاچیق، کریز، کرچه، کومه: چو آمد بیابان یکی کازه دید / روان آب و مرغی خوش و تازه دید (اسدی: ۲۷۹ ).
٢. کلبۀ صحرایی.
٣. سایه بانی که با شاخه های درخت و علف در بیابان یا در میان کشتزار درست کنند، آلاچیق، کریز، کرچه، کومه: چو آمد بیابان یکی کازه دید / روان آب و مرغی خوش و تازه دید (اسدی: ۲۷۹ ).
فرهنگ معین
(زِ ) (اِ. ) ۱ - آلاچیق ، کلبه . ۲ - صومعه . ۳ - خانه و منزل .
فرهنگ فارسی
چانه
← محفظه
دانشنامه عمومی
چانه
گویش مازنی
چانه
/kaaze/ چانه
گویش دزفولی
چانه
مترادف و متضاد
چانه
فرهنگ فارسی ساره
چانه
فرهنگستان زبان و ادب
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← محفظه
