کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کاریز کنی
تلفظ بین المللی :
/kˈɑriz kˈoni/
تلفظ :
[k'ARiz k'oni]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کاریز کنی کردن
ان کاری که می کنی
کاری کنم که عشقم را احساس کنی
کاریزکنی
کاریزکنی کردن
کاریزکن
کاریزکنه
کادی کانیون کالیفرنیا
کاریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاریزکنی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) تقنیه. کاریز کندن.
فرهنگ فارسی
عمل کاریز کندن تنقی. قنوات .
کلمات مرتبط
کاریز کنی کردن
ان کاری که می کنی
کاری کنم که عشقم را احساس کنی
کاریزکنی
کاریزکنی کردن
کاریزکن
کاریزکنه
کادی کانیون کالیفرنیا
کاریز
نظرات