Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاری سرای

تلفظ بین المللی : /kˈɑri sarˈɑje/ تلفظ :‌ [k'ARi saR'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نمای سرای فولاد کار
  • کاری
  • کاری زشت کردن
  • کاری سر
  • کاری شدن
  • کاری را ناگهان ترک کردن
  • کاری که با بیل انجام میدهند
  • کاری که با سهولت انجام شود
  • کاری بو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کاری سرای. [ س َ ] ( نف مرکب ) زجال. زاجل. وشاح. تصنیف ساز. حراره گوی. مُوَشَّح.

فرهنگ فارسی

زجال تصنیف ساز، ( کاری سرا ی ) ( صفت ) تصنیف خوان حراره گوی زجال زاجل

کلمات مرتبط

  • نمای سرای فولاد کار
  • کاری
  • کاری زشت کردن
  • کاری سر
  • کاری شدن
  • کاری را ناگهان ترک کردن
  • کاری که با بیل انجام میدهند
  • کاری که با سهولت انجام شود
  • کاری بو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات