کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارگشایی | کلماتور
معانی کلمه : کارگشایی
تلفظ بین المللی :
/kˌɑrɡoʃˈɑiː/
تلفظ :
[k,ARgoS'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
بانک کارگشایی
ساختمان بانک کارگشایی همدان
کارگشای
کارگشائی کردن
سطح کارایی
ایومنس کاردیایی
کارایی
کارایی فرودگاهی
کارایی مجانبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
کارگشائی. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) عمل کارگشا. یاری کردن. دلالی. وکالت. با کردن صرف میشود. || بانک کارگشائی ؛ بانک رهینه های منقول.
فرهنگ عمید
عمل کارگشا، کار راه اندازی، کارسازی.
فرهنگ معین
( ~ . ) (حامص . ) چاره جویی ، مشکل گشایی .
کلمات مرتبط
بانک کارگشایی
ساختمان بانک کارگشایی همدان
کارگشای
کارگشائی کردن
سطح کارایی
ایومنس کاردیایی
کارایی
کارایی فرودگاهی
کارایی مجانبی
نظرات