کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کارکنی
تلفظ بین المللی :
/kɑrkˈoni/
تلفظ :
[kARk'oni]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
انا کارنینا
رستوران کارکنان
سد کارنیتینی
غذاخوری کارکنان
کار کنی
کارانی
کارانیدن
کارشکنی
کارشکنی کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کارکنی .
[ ک ُ ] (حامص مرکب ) عمل و منصب کارکن . (ناظم الاطباء). و رجوع به عامل شود.
کلمات مرتبط
انا کارنینا
رستوران کارکنان
سد کارنیتینی
غذاخوری کارکنان
کار کنی
کارانی
کارانیدن
کارشکنی
کارشکنی کردن
نظرات