Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارندگی

تلفظ بین المللی : /kˌɑrandˈeɡi/ تلفظ :‌ [k,ARand'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شد کارندگی
  • شد کاریدگی
  • کارنگی
  • اندرو کارنگی
  • دیل کارنگی
  • کارنگی اندرو
  • کارنگی هال
  • کافندگی
  • کالندگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کارندگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل کارنده.

فرهنگ فارسی

عمل کارنده
( اسم ) ۱ - کار کننده عمل کننده . ۲ - کشت کننده زارع فلاح جمع : کار ندگان : [ ز تخم پراکنده و زمزد و رنج ببخشید کار ندگان را ز گنج ] .

کلمات مرتبط

  • شد کارندگی
  • شد کاریدگی
  • کارنگی
  • اندرو کارنگی
  • دیل کارنگی
  • کارنگی اندرو
  • کارنگی هال
  • کافندگی
  • کالندگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات