کارفرما. [ ف َ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) کارفرمای. صاحب و آمر. ( آنندراج ). آنکه به کاری فرمان دهد : کارفرمای همی داند فرمودن کارلاجرم کارگر از کار همی آید بر.فرخی.همه فرمانبران یزدانندتا ندانی که کارفرمایند.مسعودسعد.برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیرکارفرمای قدر میکند این من چکنم.حافظ.کارکن هست کارفرما نیست. ( تاریخ سلاجقه کرمان لمحمدبن ابراهیم ). کارها را کارفرما میکند. ( جامع التمثیل ). ج ، کارفر...
فرهنگ عمید
١. [مقابلِ کارگر] (حقوق ) آن که در قبال پرداخت مزد، کارگران را به کار می گمارد، صاحب کار: کارفرمای همی داند فرمودن کار / لاجرم کارگر از کار همی آید بر (فرخی: لغت نامه: کارفرما ). ۲. [قدیمی] فرمانروا، حاکم. ٣. [قدیمی] اثاث خانه. ۴. [قدیمی] آن که فرمان می دهد: برو ای ناصح و بر دُردکشان خرده مگیر / کارفرمای قدر می کند این، من چه کنم؟ (حافظ: ۶۹۰ ).
فرهنگ معین
(فَ ) (ص فا. ) ۱ - آن که دستور کار بدهد. ۲ - صاحب کار.
فرهنگ فارسی
کارفرمای:صاحب کار، صاحب کارخانه، آنکه بکاری فرمان دهد صاحب و آمر
دانشنامه عمومی
کارفرما یک شخصیت حقیقی یا شخصیت حقوقی است که یک طرف امضاکنندهٔ موافقت نامه یا قرارداد است و اجرای عملیات موضوع موافقت نامه و قرارداد را به پیمانکار یا مشاور واگذار می کند (سازمان یا گروهی که مسئولیت هدایت پروژه را برعهده می گیرد). جانشینان و نمایندگان قانونی کارفرما در حکم کارفرما محسوب می شوند.انتخاب مدیر پروژهتعریف نیازها، هدف ها، تصویب پروژه و راهبردهاتصویب مراحل تکمیل پروژهاطمینان از در دسترس ...
{client , owner , contract owner} [مدیریت-مدیریت پروژه] یکی از دو طرف پیمان که کار را اداره می کند و پرداخت های مربوط را بر عهده دارد {employer} [مدیریت-مدیریت پروژه] شخصی که فردی را به استخدام درمی آورد و برای انجام کار به او دستمزد می پردازد