Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارطلب

تلفظ بین المللی : /kɑrtˈalab/ تلفظ :‌ [kARt'alab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کارطلبی
  • ویلهلم کارلبرگ
  • سیگنال دهی کاربربه کاربر
  • کارابین
  • کارتل
  • کاردل
  • نشانک دهی کاربربه کاربر
  • سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
  • کارتابل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کارطلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) کنایه از شجاع و بهادر. ( غیاث ) ( آنندراج ). کسی که در جستجو و تلاش کار باشد. ( ناظم الاطباء ). کارجو. کارخواه.

فرهنگ عمید

١. کسی که در جستجوی شغل و کار است.
٢. خواهان کارزار، کارزار طلب، جنگ جو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه در جستجو و تلاش کار است . ۲ - کار زار طلبی شجاعت بهادری .

کلمات مرتبط

  • کارطلبی
  • ویلهلم کارلبرگ
  • سیگنال دهی کاربربه کاربر
  • کارابین
  • کارتل
  • کاردل
  • نشانک دهی کاربربه کاربر
  • سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
  • کارتابل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات