کار و کاچار. [ رُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) کار و لوازم آن. کار و اسباب کار : تا میان بسته اند پیش امیر در تک و تاز کار و کاچارند.
ناصرخسرو ( دیوان ص 128 ).
رجوع به کار و رجوع به کاچار شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنچه از شخصی یا شیئی صادر شود آنچه که کرده شود فعل عمل . ۲ - شغل پیشه . ۳ - صنعت هنر . ۴ - امر شان : [ ای خداوند بکار من از این به بنگر مرمرا مشمر از این شاعرک داس و دلوس ] . ( ابو شکور ) ۵ - رفتار کردار . یا کاربد . رفتار بد کردار ناپسند : [ کسی را نبد بر درش کار بد ز درگاه آگاه شد بار بد ] . یا کار نیک ( خوب ) . رفتار نیک کردار خوب . ۶ - آنچه در عالم خارج تخقق پذیرد عمل : [ علم با کا...