Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کار شکسته

تلفظ بین المللی : /kˈɑr ʃekˈasteː/ تلفظ :‌ [k'AR Sek'aste:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دست شکسته دنبال کار می رود اما دل شکسته نمی رود
  • انگار کمر غول را شکسته
  • کاش پاهایم شکسته بود
  • ساختار شکست کار
  • کافر شکستن
  • کمر شکستن
  • شکستن مهره های کمر و گردن بطوریکه صدا دهد
  • کارشکسته
  • شته های کاج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کارشکسته. [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کارکشته. ذلول. مذلل در عمل : لاذلول ؛ نه کارشکسته ؛ ای مذللة بالعمل. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) مجرب کار کشته : [ لا ذلول نه کار کشته ای مذلله بالعمل ] . ( تفسیر ابوالفتح )

کلمات مرتبط

  • دست شکسته دنبال کار می رود اما دل شکسته نمی رود
  • انگار کمر غول را شکسته
  • کاش پاهایم شکسته بود
  • ساختار شکست کار
  • کافر شکستن
  • کمر شکستن
  • شکستن مهره های کمر و گردن بطوریکه صدا دهد
  • کارشکسته
  • شته های کاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات