Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کار به ساز کردن

تلفظ بین المللی : /kˈɑr beː sˈɑz kˈardan/ تلفظ :‌ [k'AR be: s'Az k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • کار به
  • کار به طاله
  • کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
  • کار به جان آمدن
  • کار به جان امد
  • کار به جان رسی
  • کار به جان رسیدن
  • کار به خدا افتا
  • کار به خدا افتادن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کار به ساز کردن. [ ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کار چون زر شدن. ( آنندراج ) رجوع به همین لغت شود. به نیکی انجام شدن امر :
دنیا چو تو چشم باز کردی هیچ است
هر کار کزو به ساز کردی ، هیچ است
چون صورت آئینه تماشاش خوش است
چون دست طمع دراز کردی هیچ است.
محمد ابراهیم فارغا ( از آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • کار به
  • کار به طاله
  • کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
  • کار به جان آمدن
  • کار به جان امد
  • کار به جان رسی
  • کار به جان رسیدن
  • کار به خدا افتا
  • کار به خدا افتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات