Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کار افژول

تلفظ بین المللی : /kˈɑr ˈaːfʒuːl/ تلفظ :‌ [k'AR 'a:fZu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کارافژول
  • کارافژولی
  • کاراوژول
  • کارفژول
  • زیان کاری ابولهب
  • کار
  • کار اب
  • کار اب و گل
  • کار اراستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کارافژول. [ اَ ] ( نف مرکب ) پیشکار و گماشته و کارگزار. ( ناظم الاطباء ). به کار وادارکننده. و هین رجل یکون مع الاجیر فی العمل یحثه علیه. ( تاج العروس ). رجوع به افژولیدن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - پیشکار کارگزار . ۲ - کاروژول
پیشکار و گماشته

کلمات مرتبط

  • کارافژول
  • کارافژولی
  • کاراوژول
  • کارفژول
  • زیان کاری ابولهب
  • کار
  • کار اب
  • کار اب و گل
  • کار اراستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات