Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کادر

تلفظ بین المللی : /kˈɑdr/ تلفظ :‌ [k'AdR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • کادر انتخاب
  • کادر محاوره
  • کادر اموزشی
  • ابدل کادر زاف
  • ارنزو دی کادر
  • الکادر ایووا
  • محمد کادر
  • کادرنا
  • کادریلیون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کادر. ( فرانسوی ، اِ ) قاب. چهارچوب. چوب یا فلزی که دور عکس یا آئینه قرار دهند. || در تداول ایرانیان بهیئت اداره کننده یک اداره یا یک بنگاه اطلاق میشود.

فرهنگ عمید

۱. خط یا خطوطی که نوشته یا تصویر را برای مشخص و متمایز شدن در درون آن قرار می دهند.
۲. چهارچوبی از جنس چوب، فلز، یا پلاستیک که عکس، تابلو، یا آینه را در آن قرار می دهند، قاب.
۳. گروهی از افراد که با تخصص ها و وظایف یکسان در خدمت سازمان معینی هستند: کادر مهندسی، کادر آموزشی.
۴. [مجاز] چهارچوب، محدوده.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - شکلی هندسی یا زینتی که نوشته یا تصویری را برای مشخص یا متمایز شدن در داخل آن قرار می دهند. ۲ - اشخاص آموزش دیده یا دارای تخصص لازم برای کار در یک سازمان معین ، پایوران (فره ). ۳ - چهارچوب ، قالب ، محدوده .

دانشنامه آزاد فارسی

کادْر (frame)در عکاسی، تک عکسی از یک مجموعه عکس در یک حلقه فیلم؛ و در سینما، یک تصویر از مجموعه ای تصاویر متوالیِ بیانگرِ حرکت. با نمایش متوالی کادرهای ثابت فیلم (۲۴ تا ۳۰ کادر در ثانیه)، تماشاگر تصاویر را متحرک می بیند. در کار نشر، به خطوط دور یک متن اطلاق می شود که آن را از بقیه متن مجزا می کند.wikijoo: کادر...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - چوب یا فلزی که دور عکس یا آیینه و غیره قرار دهند قاب چهار چوب . ۲ - ( فعل ) هیئت اداره کنند. یک اداره یا موسسه . تو ضیح اختراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .
قاب چهارچوب به هیئت اداره کننده یک اداره

دانشنامه عمومی

کادر (استودیو). کادر (لهستانی: KADR) یکی از شرکت های اصلی و بزرگ تهیه و توزیع فیلم در لهستان است.اتاق خودکشی (۲۰۱۱)سامسون (۱۹۶۱)مادر یوآنای فرشتگان (۱۹۶۱)عقاب (۱۹۵۹)خاکسترها و الماس ها (۱۹۵۸)سایه (۱۹۵۶)کانال (۱۹۵۶)یک نسل (۱۹۵۵)این شرکت که احتمالاً مهمترین استودیوی فیلم سازی لهستانی است در سال ۱۹۵۵ میلادی توسط یژی کاوالروویچ پایه گذاری شد و همچنان فعال است و در تولید بسیاری از آثار کلاسیک سینمای ...

مترادف و متضاد

پرسنل، کارمند، مستخدم

۱. چارچوب، قاب
۲. پرسنل، کارمند، مستخدم

cadre (اسم)
کادر، مجموعه کارمندان یک اداره

کلمات مرتبط

  • کادر انتخاب
  • کادر محاوره
  • کادر اموزشی
  • ابدل کادر زاف
  • ارنزو دی کادر
  • الکادر ایووا
  • محمد کادر
  • کادرنا
  • کادریلیون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات