معانی کلمه : کابینه
فرهنگ عمید
هیئت دولت، هیئت وزیران.
فرهنگ معین
(نِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - دفتر، اتاق کار. ۲ - مجموع وزیران یک دولت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دفتر، اطاق کار، اطاق خلوت، اطاق کوچک، دبیرخانه، هیئت دولت، هیئت وزیران
( اسم ) ۱ - اطاق کار دفتر . ۲ - دبیر خانه دارالانشائ . یا رئیس کابینه . رئیس دفتر . ۳ - مجموع وزیران یک دولت هیئت دولت : [ غلت دیگر زد کابینه و شد توده برون صدر اعظم را میدان عمل یکسره شد ] . ( بهار ) یا کابین. وزیران ( وزرائ ) . ۴ - مستراح مبال .
دفتر هیات وزیران
( اسم ) ۱ - اطاق کار دفتر . ۲ - دبیر خانه دارالانشائ . یا رئیس کابینه . رئیس دفتر . ۳ - مجموع وزیران یک دولت هیئت دولت : [ غلت دیگر زد کابینه و شد توده برون صدر اعظم را میدان عمل یکسره شد ] . ( بهار ) یا کابین. وزیران ( وزرائ ) . ۴ - مستراح مبال .
دفتر هیات وزیران
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
دفتر
آبریزگاه
دولت، هیئتدولت
۱. دولت، هیئتدولت
۲. دفتر
۳. آبریزگاه
cabinet (اسم)
اطاقک، کابینه، قفسه، هیئت دولت، جعبه کشودار، هیئت وزرا
