Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کابوس

تلفظ بین المللی : /kˈɑbuːs/ تلفظ :‌ [k'Abu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کابوس مانند
  • کابوس دیدن
  • کابوس امریکایی الن ویک
  • کابوس جدید وس کریون
  • کابوس در خیابان الم
  • کابوس در خیابان الم 2 انتقام فردی
  • کابوس در خیابان الم 3 جنگجویان رؤیا
  • کابوس در خیابان الم 5 کودک رؤیایی
  • کابوس قبل از کریسمس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کابوس . (اِخ ) کبوجیه در قرون بعد کبوج ، کبوز، کبوس و کابوس (قابوس ) شده . (ایران باستان ج 1 ص 479). و رجوع به قابوس و کبوجیه شود.

کابوس . (اِ) مأخوذ از کلمه ٔ لاتینی انکبوس . استنبه . باروک . بخت . بختک . بَرخَفج . بَرخَفَج .بینی ...

فرهنگ عمید

۱. حالت خفگی و سنگینی که گاهی در خواب به انسان دست می دهد و شخص خیال می کند که چیزی سنگین بر سینه اش فشار می آورد و نمی تواند تکان بخورد، خفتک، خفتو، بختک، برخفج، خفج، خفجا، خفرنج، برفنجک، درفنجک، فرنجک، فدرنگ، فرهانج، کرنجو، سکاچه، خورخجیون.
۲. خواب بد و وحشت آور.

فرهنگ معین

[ لا. ] (اِ. ) بختک ، حالت سنگینی و اختناقی که در خواب به انسان دست می دهد.

فرهنگ فارسی

نام چند تن از امیران و پادشاهان سلسله هخامنشی . کبوجیه اول از اجداد کورش ( کبیر ) بود و در پارس امارت داشت . یا کبوجیه دوم . پدر کورش کبیر . وی معاصر با آستیاگس آخرین پادشاه ماد ( قرن ۶ ق م ) و فرمانروای پارس و خراج گزار دولت ماد بود و زنش ماندانا دختر آستیاگس بود . یا کبوجیه سوم . پسر کورش کبیر دومین پادشاه هخامنشی ( جل. ۵۲۹ - ف. ۵۲۲ ق م . ) وی حکومت خوارزم و باختر و پارت و کرمان را داشت . از آنج...

دانشنامه عمومی

کابوس یا کابوس شبانه، یکی از اختلالات خواب است که در دانش خواب شناسی یا روان شناسی خواب مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد. کابوس یک رویای وحشتناک و ناخوشایند است که دستگاه عصبی شخص را تحریک می کند و در نتیجه شخص به طور ناخودآگاه به آن پاسخ عصبی می دهد. کابوس ریشه در رویدادهای روز گذشته یا جریانات زندگی شخص دارد و در بعضی موارد می تواند به فلج خواب بینجامد.تحت استرس قرار داشتن یا مضطرب بودن (معمولاً...

مترادف و متضاد

شبح

بختک

افکاروهم‌آلود، توهمات

۱. بختک
۲. افکاروهمآلود، توهمات،
۳. شبح

mare (اسم)دریا، تاریکی، کابوس، بختک، مادیانincubus (اسم)ظالم، کابوس، بختکnightmare (اسم)کابوس، بختک، خفتک، خواب ناراحت کننده و غم افزا...

واژه نامه بختیاریکا

تَپ تَپو؛ خَوخَوک

کلمات مرتبط

  • کابوس مانند
  • کابوس دیدن
  • کابوس امریکایی الن ویک
  • کابوس جدید وس کریون
  • کابوس در خیابان الم
  • کابوس در خیابان الم 2 انتقام فردی
  • کابوس در خیابان الم 3 جنگجویان رؤیا
  • کابوس در خیابان الم 5 کودک رؤیایی
  • کابوس قبل از کریسمس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات