کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کابن | کلماتور
معانی کلمه : کابن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑban/
تلفظ :
[k'Aban]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
الکابن
کابنه
سالوادور کابنس
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
علی پرست کابلی
علی کابلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کابن. [ ب ِ ] ( اِ ) بمعنی کابین. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مبلغی که بهنگام عقد نکاح بذم. مرد مقرر شود مهر : [ این جهان نو عروس را ماند رطل کابینش گیر و باده بیار ] . ( خسروی )
بمعنی کابین
کلمات مرتبط
الکابن
کابنه
سالوادور کابنس
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
علی پرست کابلی
علی کابلی
نظرات