کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کابر
تلفظ بین المللی :
/kˈɑber/
تلفظ :
[k'AbeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کابرا عن کابر
کابراً عن کابر
کابرال
کابردی
کابرال امیلکار
کابرال پدرو الوارز
کابررا اینفانته گیرمو
کابرن جیمز
کابرینی فرانسیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کابر. [ ب ِ ] ( ع ص ) بزرگ. یقال توارثوا کابراً عن کابر؛ ای کبیراً عن کبیر فی العز و الشرف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به کابراً عن کابر شود.
فرهنگ فارسی
بزرگ
کلمات مرتبط
کابرا عن کابر
کابراً عن کابر
کابرال
کابردی
کابرال امیلکار
کابرال پدرو الوارز
کابررا اینفانته گیرمو
کابرن جیمز
کابرینی فرانسیس
نظرات