Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژیله

تلفظ بین المللی : /ʒˈileː/ تلفظ :‌ [Z'ile:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • ژان فرانسوا ژیله
  • نیکولا ژیله
  • ژاله
  • ژله
  • ژله ای شدن
  • ژله شدن
  • ژله مانند
  • ژله کردن
  • ژوله
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

ژیله . [ ل ِ ] (اِخ ) لوئی . نام عالم تاریخ صنایع از مردم فرانسه و عضو آکادمی فرانسه . مولد پاریس بسال 1876.

ژیله . [ ل ِ ] (اِخ ) کلود کازیمیر. عالم گیاه شناس فرانسوی . مولد دُرمان و وفات در آلنس (1806-1896 م .)....

فرهنگ معین

(لِ ) [ فر. ] (اِ. ) نوعی لباس بدون آستین جلو بسته شبیه بلوز.

فرهنگ فارسی

نام عالم تاریخ صنایع از مردم فرانسه و عضو آکادمی فرانسه . مولد پاریس بسال ۱۸۷۶ .

فرهنگ اسم ها

اسم: ژیله (دختر، پسر) (فارسی)
معنی: در گویش لرستان، ژاله تگرگ ریز

کلمات مرتبط

  • ژان فرانسوا ژیله
  • نیکولا ژیله
  • ژاله
  • ژله
  • ژله ای شدن
  • ژله شدن
  • ژله مانند
  • ژله کردن
  • ژوله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات